84/12/07
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
درکوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
ازدوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وآنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سرعشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول زدست مگذار
کاخر ملول گردی ازدست ولب گزیدن
فرصت شمار صحبت کزاین دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن .
سلام به دوستان عزیزی که به وبلاگ من سر میزنند ومرا مورد لطف خود قرار مید هند .
نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 11 قبل از ظهر | لینک
|
