تبليغاتX
همسفرم باش
دوستیها

ای بازیگر گریه نکن ما هممون مثل همیم

صبحها که از خواب پامی شیم نقاب به صورت می زنیم

یکی معلم می شه  ویکی می شه خونه به دوش

یکی ترانه ساز  می شه یکی می شه غزل فروش

کهنه نقاب زندگی تا شب روصورتای ماست

گریه های پشت نقاب مثله همیشه بی صداست

هرکسی هستی یکدفعه پربکش از پشت نقاب

از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله خواب

نقشه یک دریچه رو رو میله قفس بکش

برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش

کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم وبس

تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس

تا کی به جای خودمون نقابمون حرف بزنه

تا کی سکوت ورج زدن نقش همایش منه

می خوام همین ترانه را رو صحنه فریاد بزنم

نقابم وپاره کنم جای خودم داد بزنم

نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 10 قبل از ظهر | لینک  | 

سلام !!!!!!

حالتون خوبه شعر زیر را گوش کنید دروصف خودمه ....

درساحل نگاه تو چشم انتظار عشق

من بودم وسکوت ودلی بیقرار عشق

دیگر زداغ عشق شقایق سخن مگو

من اولین کسم که شدم داغدار عشق

نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 11 قبل از ظهر | لینک  | 

امروز مطلب نوشتنی نداشتم جز عرض ادب خدمت دوستان عزیز حالتان خوبه !

به ترکه مگن شما چرا ترک شدین می گه ایدز که نگرفتیم خوب خوب می شیم

یکی داشته خیابون یه طرفه را برعکس می رفته پلیس بهش میگه آقا کجا می روی می گه مهمونی اما مثل اینکه دیر رسیدم آخه همه دارن برمی گردن

نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 4 بعد از ظهر | لینک  | 

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن 

درکوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

ازدوستان جانی مشکل توان بریدن

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وآنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن

گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن

گه سرعشقبازی از بلبلان شنیدن

بوسیدن لب یار اول زدست مگذار

کاخر ملول گردی ازدست ولب گزیدن

فرصت شمار صحبت کزاین دوراهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن .

سلام به دوستان عزیزی که به وبلاگ من سر میزنند ومرا مورد لطف خود قرار مید هند .

نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 11 قبل از ظهر | لینک  | 

من می گم زندگی گرگه تو می گی خدا بزرگه

من می گم حالا بسازیم یا که با غصه بسوزیم

تو می گی فرقی نداره که بسوزیم یا بسازیم

نوشته شده توسط خود خودم در ساعت 11 قبل از ظهر | لینک  |