خداحافظ به شرطی که ببینی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اونهمه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگر گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویا ها
بدونی بی تو وبا تو همینه رسم این دنیا
گون از نسيم پرسيد،
دل من گرفته زين جا
هوس سفر نداري زغبار اين بيابان؟
همه آرزويم، اما چه كنم كه بسته پايم.
به كجا چنين شتابان ؟
به هر آن كجا كه باشد بجز اين سرا، سرايم
سفرت بخير، اما تو و دوستي خدا را،
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي
به شكوفهها، به باران برسان سلام ما را.
ببخشید که دیر اپ می شم چون مطلب جدید ندارم
گفتا که تو هم بی ادبی هم لوسی
گفتم کنهم چیست که کردم بوسی
گفتا لب ول کردی لپو می بوسی ![]()
خوب بید .......
بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن !
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت !
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
فريدون مشيري
ای خدای متکی تاکی بخوابم من تکی من تکی یارم تکی پس کی میشیم ما جفتکی تا بخوابیم لختکی باهم بیاریم طفلکی
صبحها که از خواب پامی شیم نقاب به صورت می زنیم
یکی معلم می شه ویکی می شه خونه به دوش
یکی ترانه ساز می شه یکی می شه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب روصورتای ماست
گریه های پشت نقاب مثله همیشه بی صداست
هرکسی هستی یکدفعه پربکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله خواب
نقشه یک دریچه رو رو میله قفس بکش
برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش
کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم وبس
تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس
تا کی به جای خودمون نقابمون حرف بزنه
تا کی سکوت ورج زدن نقش همایش منه
می خوام همین ترانه را رو صحنه فریاد بزنم
نقابم وپاره کنم جای خودم داد بزنم
حالتون خوبه شعر زیر را گوش کنید دروصف خودمه ....
درساحل نگاه تو چشم انتظار عشق
من بودم وسکوت ودلی بیقرار عشق
دیگر زداغ عشق شقایق سخن مگو
من اولین کسم که شدم داغدار عشق ![]()
به ترکه مگن شما چرا ترک شدین می گه ایدز که نگرفتیم خوب خوب می شیم ![]()
یکی داشته خیابون یه طرفه را برعکس می رفته پلیس بهش میگه آقا کجا می روی می گه مهمونی اما مثل اینکه دیر رسیدم آخه همه دارن برمی گردن ![]()
درکوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
ازدوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وآنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سرعشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول زدست مگذار
کاخر ملول گردی ازدست ولب گزیدن
فرصت شمار صحبت کزاین دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن .
سلام به دوستان عزیزی که به وبلاگ من سر میزنند ومرا مورد لطف خود قرار مید هند .
من می گم حالا بسازیم یا که با غصه بسوزیم
تو می گی فرقی نداره که بسوزیم یا بسازیم
امروز اول محرم است ماه عشق عشق ما همه شیعیان حسین علیه السلام آن سرور وسالار شهیدان آن بزرگ پرچمدار آزادی حسین (ع) ویارانش عشق را دوباره دردلهای تیره وتار روشن کردند عشق حسین به خدا وعشق ابوالفضل به حسین مثالی زدنی است ![]()
امروز چهارشنبه روز میلاد هشتمین اختر تابناک امامت وولایت
امام هشتم شیعیان وامام معصوم ضامن آهو دوستان امروز همه از این امام همام می خواهیم که به ما مدد برساند
امروز همه روبه آستان مقدس آن حضرت کرده واز ایشان سلامتی ایرانیان وموفقیت همه را درکار وزندگی و
برآورده شدن حاجت حاجتمندان من هم از آن حضرت حاجت خود را می خواهم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
السلام علیک یا غریب القربا یا حضرت رضا علیه السلام
امروز دلم خیلی گرفته گفتم یه سری به دوستان عزیز بزنم یه ترانه ای براتون می نویسم خودم اونو خیلی دوست دارم
رفتی نموندی بی وفا انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیا فدای سرت فدای سرت
گفتی که چاره سفره گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر رو ز به دره غصه نخور فدای سرت ۲
گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی
دلی نموندته بشکنی غصه نخور فدای سرت فدای سرت
رفتی نموندی بی وفا تنهایی سخته به خدا
دلت دیگه از شیشه نیست چشات مثه همیشه نیست
تو در نمی ریزی به پام دیگه نمی میری برام
آغوش تو برای من انگار دیگه جا نداره دوسم نداری می دونم این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریون چشمام فدای سرت
اگه قلبمو شکستی می گم عاشق یکی دیگه هستی فدای سرت
امروز قالب وبلاگ را عوض کردم امیدوارم مورد پسند دوستان عزیز قرار گرفته باشد البته نظر یا دتون نره برای هرکاری هم فکری موجب موفقیت ان میشود ![]()
رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه برات نامه بدم
ببینی با یکی دیگم جاتم اصلا خالی نیست ![]()
